عبدالله مستوفى
46
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
معلوم است فرانسويان چون نفع سياسى در ايران نداشتند با نهايت صميميت با ايرانيها وارد مذاكره شدند و همهجور وعدهء همراهى بايران ميدادند حتى ميگفتند روسها را بپس دادن ولاياتى كه بموجب عهدنامهء گلستان از ايران تصرف كردهاند وادار خواهند كرد و قشون ايران را به شكل قشون اروپائى درميآورند و ساليانه مبلغ معتنابهى در مقابل حق العبور قشون خود ، خواهند پرداخت . دولت ايران در عوض براى قشون آنها ، آذوقه خوراكى آن هم در مقابل قيمت عادلانه تدارك خواهد ديد . شك نيست كه اگر اين فكر ناپلئون عملى و اين قرارداد بين دولتين بسته ميشد مستلزم منافع مادى و معنوى زيادى براى ايران بود ولى گرفتاريهاى ناپلئون و بندوبستهاى او در خود اروپا بخصوص عهدنامهء تيلسيت او را از تعقيب اين فكر لامحاله موقتا منصرف كرد . پيشبينى دولت انگليس كه هميشه همهجور احتياط كار خود را دارد براى اينكه مبادا در آينده باز هم اين فكر از طرف ناپلئون تعقيب شود سبب شد كه سفارتى بدربار ايران بفرستد و عهدنامهاى بين دولتين منعقد گردد . در فصل نهم اين پيمان دولت انگليس تعهد مىكند مانع اقدامات ايران در افغانستان نباشد . اين عهدنامه در تاريخ 1229 بامضاى نمايندگان طرفين رسيده است . فرستادن محمد ميرزا قبل از وليعهدى بهرات و عزيمت محمد شاه در اينوقت به آنجا باتكاى همين پيمان بود . شايد روسها هم محمد شاه را به اين مسافرت جنگى تشويق كرده باشند . البته نزديكى ايران بهندوستان همانقدر كه براى انگليسها مضر بود براى روسها نافع به نظر ميرسيد زيرا فكر تصرف هندوستان و استعمار اين كشور هم جزو نقشه پطر كبير بوده و در اينوقت رقابت روس و انگليس در آسيا شروع شده بود . اما انگليسها بدون اينكه مانع اين مسافرت جنگى بشوند و خود را پيمانشكن قلم بدهند به عادت هميشگى خود باطنا افغانها را بمقاومت تحريك كردند و هر روز مشكل تازهاى پيش آوردند و مأمورين آنها در خفا بافغانها پول و كمك رساندند . بالاخره اين دفعه هم نتيجهاى از اين قشونكشى حاصل نشد و محمد شاه بدون نيل مرام ، قشون خود را از محاصرهء هرات برداشت تا با دولت انگليس پيمان خود را محكم كند و سپس بفتح هرات مبادرت بنمايد . ناخوشى محمد شاه بعد از مراجعت از هرات محمد شاه مبتلا به مرض نقرس موروثى « 1 » شد بطوريكه هميشه گرفتار بستر و بالين بود رفتن از تهران تا ييلاق قصر قاجار براى او مشكل مينمود تا چه رسد بمسافرتهاى جنگى دور و دراز و بر اثر همين پيشآمد موضوع هرات موقتا مسكوت ماند .
--> ( 1 ) - عباس ميرزا نقرس مزمن داشته و بعضى از اولاد و احفاد او چه پسرى و چه دخترى هم به اين مرض مبتلا بودهاند و بعضى از آنها مانند عز الدوله پسر محمد شاه با ابتلاى به نقرس عمر زيادى هم كردهاند . شايد سرسلسله نقرسىهاى قاجاريه يعنى عباس ميرزا اين مرض را از مادرش ارث برده بود زيرا فتحعلى شاه نقرس نداشته مرض موت او هم ظاهرا قولنج كبد بوده است .